نویسنده :
تاریخ : چهاردهم مهر 1393

عشـق ،
تَفسیــری از ،
فاطمــه سلامـ الله علیهــا و ...
علی علیــه السـلامـ سـت ! 

 

♥آرزوی نعمت، عشق پاک برایتان دارم♥

 

♡عشقتان پایدار♡

نویسنده :
تاریخ : سی ام مهر 1393
اگر ازدواج شما بر اساس خواسته‌ها و تمایلات خانواده‌ها نباشد چطور می‌توانید در کنار هم خوشحال باشید؟ نگاه سنگین مادرشوهر یا مادرزن تان وقتی که با اکراه سرسفره عقد
شناسنامه
ایستاده دلهره آور است. ازدواج با مخالفت خانواده ها یک جنگ بزرگ است که تمامی ندارد.

هیچ چیز در رابطه شما به خودی خود مشکل و مساله نیست جز زخم زبان‌ها، نگاه‌های تند و تیز یکی از اعضای خانواده، طعنه‌ها و بی‌توجهی‌ها در برابر محبتی که تلاش می‌کنید به همسرتان و خانواده اش نشان بدهید. شما خوشبخت هستید چون در کنار فرد درستی قرار گرفته اید، اما همیشه چیزی روی قلبتان سنگینی می‌کند. باری که حتی همسرتان هم نمی‌تواند از روی دوشتان بردارد، چون واقعا مقصر این رفتارها نیست.

موضوعات مرتبط: مقالات مرتبط
نویسنده :
تاریخ : سی ام مهر 1393

من و همسرم مشکل خاصی با هم نداشتیم تا اینکه سر و کله ی این تلفن هوشمند به زندگی مان باز شد....

اگر دوست شما به دیدن تان بیاد و این سوال را بپرسد ، به او چه می گویید؟ در قسمت نظرات ما را همراهی کنید.

مشکلات زندگی زناشویی تنها اعتیاد ، بی کاری ،خیانت و یا موضوعاتی به این پر رنگی و مشکل زایی نیست.گاهی یک اتفاق کوچک باعث می شود ریتم آرام زندگی به هم بریزد. اگر دوست شما مشکل زندگی اش را به شرح زیر با شما در میان بگذارد ، به او چه می گویید؟

من الان سه سال است که ازدواج کرده ام. مشکل خاصی با هم نداشتیم تا اینکه همسرم یک گوشی جدید خرید. یک گوشی هوشمند که تمام وقت او را به خود اختصاص می دهد. او وظایفش را در مقابل من انجام نمی دهد ، در خانه به هیچ چیزی کار ندارد ، با من صحبت نمی کند و مدام به تلفن همراهش خیره می شود.

چند بار به او ابراز ناراحتی کرده ام و هر بار قول داده که استفاده ی خود را محدود کند اما خیلی زود زیر قولش می زند. وقتی به مهمانی می رویم انقدر با تلفنش مشغول است که همه متوجه می شوند ، چگونه شر این گوشی هوشمند را از زندگی ام کم کنم؟ لطفا کمکم کنید!

برچسب‌ها: گوشی هوشمند
نویسنده :
تاریخ : بیست و سوم مهر 1393
ما نیازهای متفاوتی داریم و نمی توان هیچ انسانی را به خاطر داشتن شدت نیازش یا میل کمتر به نیازی، سرزنش کرد؛ همانطور که نمی توان کسی را به خاطر ترجیح غذایی بر غذای دیگر سرزنش کرد.زندگی عاشقانه

در اینجا این سوال پیش می آید که با توجه به شدت گوناگون نیازهای انسان ها، پس چگونه کنار یکدیگر زندگی می کنیم؟

ویلیام گلاسر، روانشناس و نظریه پرداز مشهور حوزه روانشناسی به تئوری انتخاب معتقد است. این تئوری در مورد انتخاب‌ها و چگونگی و چرائی انجام آن‌هاست. او می گوید ما به عنوان یک انسان برای دست یافتن به آنچه می‌خواهیم، چگونه رفتارمان را انتخاب می‌کنیم. در یک نگاه کلی تئوری انتخاب بر این دیدگاه استوار است که رفتارهای هر انسان انتخاب‌های او برای ارضای نیازهایش است.

طبق این دیدگاه رفتار هر شخص در هر مقطع زمانی بهترین تلاش وی برای ارضای نیازهایش است. اگرچه شاید این تلاش در واقع موثر و مفید نباشد، ولی در عین حال بهترین تلاش او است.

موضوعات مرتبط: روابط زوجین
نویسنده :
تاریخ : بیست و دوم مهر 1393

باورم نمی شد عکسی که می بینم ، متعلق به همسر من است! بدتر از آن کامنت های مردان بود: چقدر زیبا!بانوی خوشگل!چقدر نازی تو!!!!!!

اگر دوست شما آشفته و پریشان بیاید به دیدن تان و این سوال را بپرسد ، به او چه می گویید؟ در قسمت نظرات ما را همراهی کنید.

گاهی اوقات از اینکه این همه سال غافل بودم و بهش اعتماد داشتم از خودم بدم میاد. فکر می کردم همسرم چیزی برای مخفی کردن از من ندارد. همه چیز خوب پیش می رفت. البته احتمالا از چند سال قبل شروع شده و من بی خبرم .از اون روزی که گوشی از او جدا نمی شد. مدام تو شبکه های اجتماعی بود. وایبر و لاین و ...هر برنامه ی ارتباطی جدید که به بازار می آمد ،او اولین کسی بود که نصب می کرد.

من هم کاری به کارش نداشتم تااینکه یک بار یکی از دوستانم به من گفت که در یکی از این شبکه ها همسرم چند عکس بی حجاب از خود را گذاشته است. باورم نشد.

چون همسرم زن محجبه ای بود. تا اینکه خودم رفتم و با چشمان خودم دیدم. عکس های بی حجاب و آرایش کرده و کامنت های مردهای غریبه و آشنایی که قلبم رو به درد آورد. دیگه به همسرم اعتماد ندارم. دیگه نمی تونم مثل سابق با او رفتار کنم. از طرفی یک فرزند سه ساله هم دارم. نمی دانم چگونه با این مشکل کنار بیایم.

 لطفا کمکم کنید.از همسرم جدا بشم؟ زندگی کنم؟ چگونه با این اعتماد شکسته؟

نویسنده :
تاریخ : بیست و یکم مهر 1393
می خواهیم برویم خواستگاری، یک دسته گل، یک جعبه شیرینی، یک دست لباس که بوی دامادی می دهد! تو فیلم ها خواستگاری یعنی همین. عروسی که با سینی چایی وارد می شود و در بیشتر مواردهل شده و چایی ها را بر می گرداند، دامادی که با خجالت نگاه می کند و خلاصه کلیشه هایی که سال هاست تکرار می شود در حالی که خواستگاری این روزها کمی متفاوت تر است.

نه دختر و پسر مثل سابق از خجالت آب می شوند و حتی گاهی دیگردختر خانم ها آن چایی معروف را نمی آورند اما واقعا جلسه خواستگاری چه آداب کلی دارد. در کشور چهار فصل ما، فرهنگ های متفاوتی زندگی می کنند و نمی توان یک نوع خاصی از آداب را برای این جلسه در نظر گرفت اما کلیاتی وجود دارد که به آنها اشاره می کنیم.

موضوعات مرتبط: خواستگاری
برچسب‌ها: خواستگاری
نویسنده :
تاریخ : نوزدهم مهر 1393
عشق شما و همسرتان نسبت به هم می تواند در تربیت و آینده ی فرزندتان تاثیر مستقیم داشته باشد.....

 

یکی از اهداف اساسی ازدواج ، فرزند است ،فرزند ، میوه زندگی است . هر زوجی دوست دارد که دارای فرزندان سالم وشایسته داشته باشند.والدین باید بدانند برای رسیدن به این آرزو نیازمندند که اطلاعاتی کسب کنند. اطلاعاتی پیرامون شناخت « انسان» وشناخت« هدف خلقت انسان » ونحوه «رشد وتربیت انسان » و«آسیب های تربیتی سر راه فرزندشان» وغیره .شاید برای یک زوج جوان، کسب این همه اطلاعات دشوار باشد، و دوست داشته باشند مانند غذا یک «فست فود تربیتی» به اوبدهند تا به سادگی فرزندشان را شایسته تربیت کنند.

موضوعات مرتبط: روابط زوجین
نویسنده :
تاریخ : پانزدهم مهر 1393
همسرم گفته بود قبل از من زنی در زندگی اش نبوده اما حالا متوجه شدم چند دوره ی دلدادگی و عشق و عاشقی در زندگی اش بوده که از من مخفی کرده......

 

دوست تان که خوش و خرم مشغول زندگی بود ، یک روز بی مقدمه و ناراحت پیش شما می آید و از زندگی اش گلایه می کند، وقتی پیگیر می شوید ، سوال زیر را مطرح می کند، به او چه جوابی می دهید؟در قسمت نظرات با ما همراه باشید.

من و همسرم مدت پنج سال است که ازدواج کرده ایم ، ایشان همسر خوبی هستند و مشکل رفتاری ندارند. قبل از ازدواج و در روزهای خواستگاری به سوال من مبنی بر اینکه قبل از این با کسی ارتباط داشته اند یا خیر؟ جواب منفی دادند.

 مدتی بعد از ازدواجمان توسط یکی از نزدیکان ایشان متوجه شدم که چند ماهی با دختر خانمی دوست بودند و قصد ازدواج داشتند و به دلایلی این اتفاق رخ نداده! وقتی از همسرم در این مورد سوال کردم ، گفتند که درست است اما به من نگفته بودند که ناراحت نشوم .

 این قضیه تقریبا تمام شد تا اینکه چند ماه قبل همسر یکی از دوستان ایشان به من گفتند که همسرم با کسی قرار ازدواج داشته که به هم خورده و نزدیک به دوسال با هم دوست بودند، وقتی بررسی کردم این مورد با مورد قبلی فرق داشته و گویا از همکاران ایشان بودند.این بار که به همسرم گفتم ناراحت شده و مرا محکوم به تجسس در گذشته شان کردند. در حالی که برای من این موضوع اهمیت داشته که در جلسه خواستگاری پرسیدم و حالا فکر میکنم ایشان می توانند در مورد هر چیز دروغ بگویند. دیگر به گفته های شان اعتماد ندارم .می توانند همین حالا هم با کسی در ارتباط باشند اما از من مخفی کنند! این موضوع رابطه ی مان را سرد کرده و از همه بدتر اینکه همسرم بجای دلجویی قیافه ی حق به جانب گرفته است.

نمی دانم چگونه این شک و ناراحتی را برطرف کنم.لطفا کمکم کنید.

موضوعات مرتبط: روابط زوجین
 
 
با سلام به جوانان عزیز که قصد ازدواج دارند. در این وبلاگ نهایت سعی خود را کرده ام تا مطالب مفید و جالبی را پیرامون ازدواج و تشکیل خانواده فراهم کنم. از آنجائیکه انتخاب همسر مهم ترین تصمیم زندگی آدمیست لذا توصیه اکید بر آنست که در این زمینه مطالعه کافی داشته باشید. سعی کنید هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايتان مشورت كنید تا با چشم هايتان و به قول آقای فرانكلين پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد.
با آرزوی موفقیت و خوشبختی برای یکایک شما عزیزان.
ایمیل: khanehmehr2@yahoo.com